با رفیقم نشسته بودیم تو اتاقش،من تو فازه خودم بودم داشتم باتلفن فک میزدمو حسابی گرمش شده بودم،طرف پشت خط داشت حرف میزد ی لحظه چشم افتاد ب رفیقم دیدم درست20 دقیقه ای میشه با خودشو گوشیشو شارژره گوشیش درگیره،نگو این نابغه(رفیقمو میگم)هرچی شارژرو میکنه توگوشیش،گوشیش شارژ نمیشه،آقا این یه کشتی با شارژرو گوشیش گرفت ک باس بودیدو میدیدید،آخرشم دوم شد!بعدش یهو عصبانی شد شارژرش دیوارو بغل کرد بعدش میدونی چی یادش افتاد؟؟؟تازه فهمید که برقا رفته بوده و شارژره بدبخت تقصیری نداشته!
نظرات شما عزیزان:
|
About
به وبلاگ من خوش آمدید
Archivesدی 1392ارديبهشت 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 AuthorsLinks
داستان ها واس ام اس ها
حواله یوان به چین
اس ام اس طنز |